زنِ تاریک در «روشنایی شب»

Dark Woman in Night Light

زنی را تصور کنید که با نگاهی سرد و محاسبه‌گر، جهان اطرافش را کنترل می‌کند – نه با فریاد و خشونت ناگهانی، بلکه با سکوت و نقشه‌هایی که در ذهن دارد. این تصویر، دقیقاً توصیف راموس در سریال جدید «روشنایی شب» است؛ سریالی 30 قسمتی در ژانر حادثه‌ای و امنیتی که به کارگردانی احمد معظمی و تهیه‌کنندگی بهروز مفید و مصطفی رضوانی، داستان یک تیم امنیتی را روایت می‌کند که با پرونده‌های پیچیده اطلاعاتی دست و پنجه نرم می‌کنند. راموس، با بازی درخشان رؤیا نونهالی، یک تروریست قدرتمند است که برای عملیاتی مرموز وارد ایران می‌شود. اما آنچه این شخصیت را فراتر از یک ضدقهرمان معمولی می‌برد، پیوند عمیقش با الگوهای باستانی زنان قدرتمند و تاریک است – الگوهایی که در روانشناسی و داستان‌های جهانی ریشه دارند و مخاطب را به سفری هیجان‌انگیز در اعماق ذهن می‌برند.

شرِ سرد و حساب‌شده، الهام‌گرفته از الگوهای جاودان

راموس شروری نیست که با انفجارهای احساسی پیش برود؛ او با کنترلی سرد و محاسبه‌گر عمل می‌کند و خشونت را نه به‌مثابه فوران، بلکه به‌عنوان ابزاری هدفمند به کار می‌گیرد. این الگوی رفتاری، او را به کهن‌الگوهایی مانند «شکارچی تاریک» نزدیک می‌کند؛ زنی مستقل که بدون افشای هیجان، با ترکیبی از قدرت ذهنی، صبر و پیش‌بینی عمل می‌کند. در عین حال، می‌توان ردپای «ملکه سایه» را نیز در او دید؛ شخصیتی که وفاداری‌اش به هدف، با کنترل، تملک و گاه بی‌رحمی درهم‌تنیده است.

در سطح روان‌شناختی، چنین شخصیتی در تقاطع ویژگی‌هایی قرار می‌گیرد که روان‌شناسی شخصیت آن‌ها را ذیل الگوهای تاریک اما کارآمد توضیح می‌دهد؛ صفاتی مانند محاسبه‌گری استراتژیک، سردی هیجانی و توانایی استفاده ابزاری از دیگران. این الگوها، که در نظریه‌های تحلیلی و نیز در چارچوب‌هایی مانند «سه‌گانه تاریک» بررسی می‌شوند، فقط به جهان داستان تعلق ندارند؛ بلکه می‌توان آن‌ها را به‌عنوان الگوهایی برای خودآگاهی روان‌شناختی نیز در نظر گرفت—الگوهایی که امکان شناسایی‌شان در تجربه فردی، از جمله از طریق ابزارهای سنجش روان‌شناختی، فراهم است.

این ویژگی‌ها لزوماً به معنای شر مطلق نیستند، بلکه نشان‌دهنده شکلی از قدرت‌اند که از فهم موقعیت‌های پیچیده و مدیریت پنهان روابط سرچشمه می‌گیرد، نه از خشونت آشکار. به همین دلیل، راموس به‌جای آن‌که واکنش نشان دهد، تصمیم می‌گیرد؛ احساساتش را پنهان می‌کند بی‌آن‌که ضعیف به نظر برسد، و مخاطب را با نوعی شرِ آرام و اندیشیده روبه‌رو می‌سازد؛ شری که بیش از آن‌که بترساند، ذهن را درگیر می‌کند و پرسشی ماندگار بر جای می‌گذارد: چرا چنین زنی، با وجود تاریکی‌اش، تا این اندازه جذاب است؟

پیوند ناپیدا با ناتاشا، پلی به گذشته و الگوهای جهانی

وقتی با راموس روبه‌رو می‌شوید، ناخودآگاه به یاد ناتاشا از سریال کلاسیک «خواب و بیدار» (1380، به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده) می‌افتید – زنی با گذشته پررنج خانوادگی که خشونتش ریشه‌دار بود و مرز خیر و شر را محو می‌کرد. ناتاشا، بر اساس پرونده‌های واقعی جنایی، قاچاقچی و سارقی بود که با ناپدری‌اش اصغر کپک (با بازی فخیم‌زاده) ماجراجویی‌های خطرناکی داشت. حالا راموس این حس را زنده می‌کند: زنی غیرقابل پیش‌بینی که تهدیدآمیز است اما جذابیت خاموشی دارد. این پیوند، فراتر از داستان است و به الگوهایی مانند "جادوگر" می‌رسد – زنی مرموز با دانش پنهان که در سایه، فریبنده و قدرتمند عمل می‌کند. یا "حکیمه تاریک"، که استراتژیک و منطقی است اما در افراط، بی‌رحم می‌شود. شباهت ظاهری گریم نونهالی در راموس به ناتاشا، این ارتباط را قوی‌تر می‌کند و مخاطب را وادار به تکمیل نشانه‌های پراکنده با خاطرات قدیمی می‌نماید. انگار راموس نه فقط یک شخصیت جدید، بلکه ادامه یک افسانه باستانی است که در فرهنگ‌های مختلف، از الهه‌های تاریک تا زنان قدرتمند مدرن، تکرار می‌شود.

نوستالژی هیجانی، بازگشت به ریشه‌های روانی

آنچه بازگشت نونهالی پس از شش سال غیبت را هیجان‌انگیز می‌کند، نوستالژی داستانی نیست؛ نوستالژی احساسی است. به یاد نمی‌آورید ناتاشا دقیقاً چه کرد – مانند سرقت‌های مسلحانه‌اش – بلکه احساسی را که داشتید: مخلوطی از اضطراب، کنجکاوی و حتی تحسین پنهان برای زنی که مرزها را می‌شکست. راموس از این ساختار روانی بهره می‌برد و پیش از معرفی کامل، اثرگذار می‌شود. این رویکرد، الهام‌گرفته از الگوی "الهه تاریک" است – نمادی از نابودی و تولد دوباره که آشوب و بی‌سامانی را برای تحول ایجاد می‌کند. در «روشنایی شب»، این نوستالژی سریال را از تکرار نجات می‌دهد و به تجربه‌ای عمیق‌تر تبدیل می‌کند، جایی که مخاطب نه فقط تماشا می‌کند، بلکه با سایه‌های خود روبه‌رو می‌شود.

زنِ منفی به‌مثابه مرکز ثقل روایت، الهام از زنان قدرتمند تاریخ

در سریال‌های پلیسی معمولی، شخصیت منفی فقط مانعی در برابر قهرمان است، اما در «روشنایی شب»، راموس مرکز ثقل روایتِ داستان می‌شود. دیگر شخصیت‌ها – مانند علی (مسئول عملیات)، جهانگیر (فرمانده تیم) و نرگس (تحلیلگر پرونده‌ها) – در واکنش به او شکل می‌گیرند. او ریتم را تعیین می‌کند، نه تعقیب‌کنندگانش. این جابه‌جایی، یادآور الگویی است که ناتاشا تثبیت کرد: شر فعال و خلاق، در مقابل خیر واکنشی. این الگوها از زنان قدرتمند تاریک در اسطوره‌ها الهام می‌گیرند، مانند الهه‌هایی که تخریب را برای تولد دوباره به کار می‌گیرند، و نشان می‌دهند چگونه زنان منفی می‌توانند نماد مقاومت و قدرت باشند.

بازیگری به‌مثابه حافظه، پلی به دنیای واقعی

قدرت راموس نه فقط در فیلمنامه عباس نعمتی، بلکه در بازی نونهالی نهفته است – با بدن، صدا و سکوتش، شخصیتی می‌سازد که نیازی به توضیح ندارد. مخاطب از همان ابتدا می‌داند با نقش منفی معمولی طرف نیست، درست مانند ناتاشا که با جسارت نونهالی، ضدقهرمانی متفاوت شد. چالش‌های تولیدی سریال – مانند تغییر کارگردان از احمد مرادپور به معظمی به دلیل عدم رضایت سیمافیلم – این بازگشت را ارزشمندتر می‌کند و پتانسیل احیای ژانر پلیسی را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی: زخمی که دوباره باز می‌شود

راموس نه تکرار ناتاشا است و نه سایه‌ای کم‌رنگ؛ او ادامه یک الگوی روانی ناتمام است – زنی سرد، پیچیده و مسلط که از کهن‌الگوهای تاریک زنانه الهام گرفته و مخاطب را وادار به تماشا می‌کند، نه قضاوت. اگر ناتاشا زخمی بود که بسته نشد، راموس همان زخم است که دوباره ظاهر می‌شود – نه برای تکرار، بلکه برای تعمیق تجربه‌ای که دو دهه پیش آغاز شد و حالا با انرژی تحول‌آفرین تاریک، ادامه می‌یابد. این سریال، با بازیگرانی مانند پژمان بازغی، فاطمه گودرزی و مجید مظفری، منتظر پخش از شبکه یک سیما است و می‌تواند مخاطبان را به سفری جذاب در دنیای امنیت و اسرار ببرد.

آماده‌اید تا با تست گیت رشد کنید؟